|
ایلیا , یه دسته گل
این وبلاگ وبلاگی کاملا کودکانه است
|
شاپرک آمد کنار پنجره روی شیشه ، مثل برگی دیده شد دست بردم تا بگیرم ، او پرید برگی انگار از درختی چیده شد شاپرک باز امد و آن جا نشست بال رنگارنگ خود را باز کرد آفتاب مهربان چون مادری بالهای نازکش را ناز کرد پشت شیشه ، آفتاب مهربان میدرخشید از میان آسمان دیده می شد بال های شاپرک روی شیشه مثل یک رنگین کمان جعفر ابراهیمی «شاهد»
[ ۱۳٩۱/٢/۱٤ ] [ ٥:٠۱ ب.ظ ] [ فروزان ]
[ نظرات () ]
[ ۱۳٩٠/۱۱/۱٧ ] [ ٩:٠٤ ب.ظ ] [ فروزان ]
[ نظرات () ]
گنجشک ناز وکوچک پرواز از که آموخت؟ آن بلبل خوش آواز آواز از که آموخت آن ابر را را که اورد ؟ باران چگونه بارید؟ کی ماه را صدا زد, وقتی که رفت خورشید؟ در ذهن کوچکم بود صد پرسش ومعما تا گفت در جوابم آموزگار دانا: خورشید و ابر وباران پرواز و ماه و لبخند هر یک نشانه ای است از قدرت خداوند نسرین صمصامی برگرفته از :کتاب فارسی دوم دبستان [ ۱۳٩٠/۱۱/۱٤ ] [ ۱۱:٥٢ ب.ظ ] [ فروزان ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |